خرید بک لینک

درباره سایت

روزهای زندگی

امکانات وب

دستمونو کردیم تو چش همدیگه که دیگه هیشکی عدالت و حق و حقیقت رو نمیبینه !! واااای بمیرم براتون چشماتون اذیت نمیشه که انگشت یکی دیگه توشونه؟؟!!!

عدالتو خوردیم یه لیوان آبم روش!! ولی نگران نباش به موقعش همشونو قی میکنی رو صورت همونایی که با کاراشون حرص خوردن عدالتو بهت دادن . . . !!

ما ولی مال این صحبتا نیستیم. نبود عدالت بدجوری اذیتم میکنه !! حقو که کشتن جنازشو هیشکی نیومد از رو زمین برداره .یه قبر واسش ساختن که خودشم توش نذاشتن و خالی موند. یه اسم نوشتن رو قبرش : حقیقت !! گناهش : حقیقت !! همه هم گذاشتن رفتن. فقط منم که هنوز دارم رو سر این قبر خالی گریه میکنم براش. برا کسی که حتی پیکرشم نذاشتن بمونه برام .آخ که چقده میسوزه توم !!! خودم آتیش میگیرم میگیره دودش تو رم !! بکش کنار رفیق . آتیش قلبم تازه گر گرفته تو رو هم میسوزونه. من نمیخوام به کسی آسیبی بزنم. من فقط خستم از این همه ناحقی. به همون خدایی که میپرستین قسم خستم از دست حق خوری ها!!

1398.11.12

برچسب: نویسنده: ساحل شریفی تاريخ: پنجشنبه 17 بهمن 1398 ساعت: 17:45

صفحه بندی